الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )

209

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )

( 291 ) 3 - به ابو عبد اللَّه صادق ( ع ) گفتم : خداوند كار شما را به اصلاح آورد ، اجازهء سؤال مىدهيد ؟ ابو عبد اللَّه گفت : بلى . من گفتم : پيش از اين شور و نشاطى داشتم و اينك آن شور و نشاط را ندارم . پيش از اين به روستا مىرفتم و يك نفر دو نفر ، زن يا مرد را به آئين حق دعوت مىكردم و خداوند هر كه را خواسته بود از ضلالت و گمراهى نجات مىداد . اما اينك كسى را دعوت و تبليغ نمىكنم . ابو عبد اللَّه گفت : حرجى بر تو نيست كه از دخالت ميان خدا و بندگان خدا دست بكشى . زيرا خداوند هر كسى را كه بخواهد از تاريكى به نور مىكشاند . ابو عبد اللَّه گفت : و اگر كسى را جوياى حق و آمادهء هدايت بيابى و برخى حقائق مكتب را با او در ميان نهى باز هم حرجى بر تو نخواهد بود . من گفتم : از معنى كلام خدا كه مىگويد : « . . و كسى كه يك نفر را از مرگ حتمى نجات بخشد به منزلهء آن است كه همهء مردم را از مرگ حتمى نجات بخشيده است » با خبرم سازيد . ابو عبد اللَّه گفت : يعنى از شعلهء آتش و يا سيلاب مرگ ، نجاتش بدهد . ابو عبد اللَّه صادق لحظه‌اى سكوت كرد و سپس گفت : تأويل والاتر آيه آن است كه او را به حق